مدح و مناجات با حضرت امام رضا علیهالسلام
درست آنگونه که با رقص تاک، انگور میریزد زمان گردگیری از ضریحت، نور میریزد مرا بیرون نکن از خانهات هرچند میدانم که دهقان، جنس نامرغوب خود را دور میریزد نمیبینیم لطفت را و میپرسد ملک از خود: چرا شاهی طلا در دامن یک کور میریزد؟ بگو این صحنۀ رؤیایی باران و گلدسته است؟ و یا آب وضو از گونههای حور میریزد؟ یقین قصد زیارت کرده با پیراهن احرام همین ابری که خود را پای نیشابور میریزد شبی در خواب دیدم حضرتش در جام زائرها به لبخندی « شرابِ سعیکم مشکور» میریزد |